پابرهنه ، زیر بارون !

بهار در آستانه ایستاده است و به شما سلام می کند ، که بهار فصل سلام کردن به شماست . شما عین طراوتید و بهار ، قلب های شاداب شماست .

........اما سال هاست که بهار این دیار ، رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است .

سال ها است که الفبای سبز بهار در این مرز و بوم به سرخی گراییده است .

نرگس ها دیگر چشم های خمار معشوق نیستند ، نرگس ها تنها همراه و گواه همسرانی هستند که چندین بهار است چشم به جبهه دارند و نگاه از افق خون رنگ و جنوب و غرب بر نمی دارند .

سرو ها و نخل ها اکنون کارشان این است که در وزش نسیم بهاری ، دل مادران را می لرزانند؛ مادرانی که نخل هاو سور های خویش را سخاوتمندانه سد راه هجوم پاییز کرده اند .

ماهی های قرمز کوچک ، با گردش بی تابشان در درون تنگ ها ،قلب های مضطرب کودکانند که بازگشت پدر را در درون تنگ سینه بی قراری می کنند .

لاله ها و شقایق ها دیگر ، تن به تشبیهات شاعرانه ی گذشته نمی دهند ، آنها خود با فصاحتی سوسن وار از شهیدانی سخن می گویند که داغشان را در دل نهفته اند .

شکوفه های درختان ، همه ی عشقشان به این است که نام قدسی شهیدان را بر سر در کوچه ها ، قابی لطیف بگیرند .

........و همه ی ابزار بهار بال گسترده اند تا مقدم عزیزان فاتح را گرامی بدارند .

بر این بهار ، به حق سلام باید داد و تن و جان به نسیم حیات بخش آن باید سپرد .

سید مهدی شجاعی


نوشته شده در سه شنبه 87/11/15ساعت 6:14 عصر توسط حلما نظرات ( ) |


Design By : Pichak


Upload Music