پابرهنه ، زیر بارون !
کودکی با پا های برهنه بر روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد .
زنی در حال عبور او را دید ، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت :عزیزم مواظب خودت باش . کودک پرسید :ببخشید خانم شما خدا هستید ؟
زن لبخند زد و پاسخ داد : نه من فقط بنده ی خدا هستم .
کودک گفت : می دانستم با او نسبت داری !
نوشته شده در یکشنبه 87/11/6ساعت
5:57 عصر توسط حلما نظرات ( ) |
Design By : Pichak |

Upload Music