پابرهنه ، زیر بارون !
صدا کن مرا .
صدای تو خوب است .
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید .
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم .
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است .
و تنهایی من شبیه خون حجم تو را پیش بینی نمی کرد .
و خاصیت عشق این است .
کسی نیست ،
بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم .
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم .
بیا زود تر چیز ها را ببینیم .
ببین ، عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کند .
بیا آب شو مثل یک واژه در سطح خاموشی ام .
بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را .
*حلما حال و حوصله نداشت و جاش من آپ کردم ـ موج اف ام
نوشته شده در پنج شنبه 88/1/27ساعت
4:45 عصر توسط حلما نظرات ( ) |
Design By : Pichak |

Upload Music