حلما جان ! (تا حالا اينجوري خطابت نكرده بودم !)
از اونجايي كه طبق يه دليل منطقي كاملا منطقي چ چسبيده به را و كلمه ي چرا شكل گرفته ، بايد برام سوغاتي بخري ...
راستي با ياسيمين قهر كردي يا نه ؟ مگار چي شد ؟ پرند چي ؟
اميدوارم در اساس خوش بگذره . اساس اصفهان (!) هم به ما خوش گذشت . خصوصا وقتي نصف شب تو قطار پفك خورديم به جاي حرص !!
تو را به خداي متين مي سپارم .
با عشق !